22 اما حَنّا نرفت. او به شوهر خود گفت: «تا طفل از شیر بازگرفته نشود، نمیآیم. آنگاه او را خواهم آورد تا به حضور خداوند حاضر شده، برای همیشه آنجا بماند.» 23 شوهرش اِلقانَه به او پاسخ داد: «آنچه در نظرت نیکوست، بکن. تا بازگرفتنش از شیر صبر کن. فقط خداوند کلام خود1:23 طبق نسخۀ مازورتیک؛ اما طبق طومارهای دریای مرده و نسخههای ترجمۀ یونانی هفتادتَنان و سریانی: "... کلام تو". را استوار دارد.» پس آن زن ماند و پسرش را همچنان شیر داد تا اینکه او را از شیر بازگرفت.
24 پس چون پسر را از شیر بازگرفت، او را با خود برداشته، به همراه گاو نری سه ساله1:24 طبق نسخههای طومارهای دریای مرده، ترجمۀ یونانی هفتادتَنان و سریانی؛ اما بر طبق نسخۀ مازورتیک: "همراه با سه گاو نر". و یک ایفَه1:24 یک "ایفَه" تقریباً معادل ۲۲ لیتر است. آرد و مَشکی شراب به خانۀ خداوند در شیلوه برد. و آن پسر هنوز خردسال بود.