Pular para o conteúdo
Publicidade

پیدایش 21

15 چون آب مَشک تمام شد، هاجَر پسرش را زیر بوته‌ای نهاد. 16 سپس به مسافت پرتاب تیری از او دور شد و در جایی مقابل آنجا که او بود نشست، چون با خود گفت: «مردن پسر را نبینم.» و در همان حال که آنجا نشسته بود، صدایش را بلند کرد و بگریست.21‏:16 در متن عبری؛ در متن ترجمۀ یونانی هفتادتَنان: «پسر... بگریست».

Estes versículos te tocaram? Ore agora!

+581 estão orando agora.

Junte-se à corrente de oração.

Veja também