دختر یکی از رئیسان و زن مبتلا به خونریزی
18 در همان حال که عیسی این سخنان را برای آنان بیان میکرد، یکی از رئیسان9:18 به احتمال زیاد منظور رئیس کنیسه است؛ نگاه کنید به مَرقُس ۵:۲۲. نزد وی آمد و در برابرش زانو زد و گفت: «دخترم هماکنون مرد. با این حال بیا و دست خود را بر او بگذار که زنده خواهد شد.» 19 عیسی برخاست و به اتفاق شاگردان خود با او رفت. 20 در همان هنگام، زنی که دوازده سال از خونریزی رنج میبرد، از پشت سر به عیسی نزدیک شد و لبۀ ردای او را لمس کرد. 21 او با خود گفته بود: «اگر حتی به ردایش دست بزنم، شفا خواهم یافت.» 22 عیسی برگشته، او را دید و فرمود: «دخترم، دل قوی دار، ایمانت تو را شفا داده است.» از آن ساعت، زن شفا یافت. 23 هنگامی که عیسی وارد خانۀ آن رئیس شد و نوحهگران و کسانی را دید که شیون میکردند، 24 فرمود: «بیرون بروید. دختر نمرده بلکه در خواب است.» امّا آنان به او خندیدند. 25 چون مردم را بیرون کردند، عیسی داخل شد و دست دختر را گرفت و او برخاست. 26 خبر این واقعه در سرتاسر آن ناحیه پخش شد.