برّه و آزادشدگان
1 آنگاه برّه را دیدم که در اورشلیم بر کوه صهیون ایستاده است. همراه او صد و چهل و چهار هزار نفر بودند که بر پیشانیشان نام او و نام پدر او نوشته شده بود. 2 آنگاه، صدایی از آسمان شنیدم که مانند ریزش آبشار و غرش رعد بود، اما در عین حال به نغمهٔ چنگنوازان نیز شباهت داشت.
3 این گروه، در برابر تخت خدا و در مقابل آن چهار موجود زنده و بیست و چهار پیر سرودی تازه میخواندند. این سرود را کسی نمیتوانست بخواند، مگر آن صد و چهل و چهار هزار نفر که از تمام دنیا بازخرید و آزاد شده بودند. 4 آنان همان کسانی هستند که خود را آلودۀ زنان نساختهاند، زیرا باکرهاند. آنان هر جا برّه میرود، او را دنبال میکنند. این اشخاص از بین مردم خریداری شدهاند تا به عنوان هدیهٔ مقدّس به خدا و برّه تقدیم شوند. 5 ایشان پاک و بیعیب هستند و حتی یک دروغ از دهانشان خارج نشده است.