Pular para o conteúdo
Publicidade

یوحنا 20

14 ناگاه مریم احساس کرد کسی پشت سر او ایستاده است. برگشت و نگاه کرد. عیسی خودش بود. ولی مریم او را نشناخت.

15 عیسی از مریم پرسید: «چرا گریه میکنی؟ به دنبال چه کسی میگردی؟»

مریم به گمان اینکه باغبان است، به او گفت: «سرورم، اگر تو او را بردهای، بگو کجا گذاشتهای تا بروم او را بردارم.»

16 عیسی گفت: «مریم!»

مریم به طرف او برگشت و با شادی فریاد زد: «رَبّونی!» (که به زبان عبرانیان یعنی «استاد».)

Veja também