شاگردان شکوه مسیح را میبینند
1 شش روز بعد، عیسی پطرس و یعقوب و برادر او یوحنا را برداشت و آنان را بر فراز کوهی بلند، به خلوت برد. 2 در آنجا، ظاهر عیسی در مقابل چشمان ایشان دگرگون شد، بهطوری که چهرهاش چون خورشید درخشان گردید، و لباسش همچون نور، سفید شد.
3 ناگاه موسی و ایلیا ظاهر شدند و با عیسی به گفتگو پرداختند. 4 پطرس شگفتزده گفت: «سَرورم، چه خوب است که ما اینجا هستیم. اگر بخواهی، سه سایبان میسازم، یکی برای تو، یکی برای موسی، و یکی دیگر برای ایلیا.»
5 هنوز سخن پطرس تمام نشده بود که ابری درخشان بر ایشان سایه افکند و ندایی از آن در رسید که: «این است پسر عزیز من که از او بسیار خشنودم؛ به او گوش فرا دهید.»