از ایام جوانی بر من ستم کردهاند
سرود صعود.
1 از ایام جوانی بر من بسیار ستم کردهاند -
اسرائیل بگوید -
2 «از ایام جوانی بر من بسیار ستم کردهاند،
اما بر من چیره نشدند!
3 شخمزنَندگان بر پشت من شخم زدند،
و شیارهای خود را دراز کردند.»
4 اما خداوند عادل است؛
او بندهای شریران را از من گسسته است.
5 باشد کسانی که از صَهیون بیزارند
جملگی شرمسار و مغلوب گردند.
6 همچون علفی باشند که بر بامها میروید،
و پیش از آنکه رشد کند، خشک میشود!
7 که دروگر دست خود را از آن پر نتواند کرد،
و نه گِردآورندۀ محصول دامن خویش را؛
8 و نه رهگذران توانند گفت:
«برکت خداوند بر شما باد!
به نام خداوند شما را برکت میدهیم!»