خداوند شبان من است
مزمور داوود.
1 خداوند شبان من است؛
محتاج به هیچ چیز نخواهم بود.
2 در چراگاههای سرسبز مرا میخواباند؛
نزد آبهای آرامبخش رهبریام میکند.
3 جان مرا تازه میسازد،
و بهخاطر نام خویش،
به راههای درست هدایتم میفرماید.
4 حتی اگر از تاریکترین وادی23:4 در ترجمههای سنتی: "وادی سایۀ مرگ". نیز بگذرم،
از بدی نخواهم ترسید،
زیرا تو با منی؛
عصا و چوبدستی تو
قوّت قلبم میبخشند.
5 سفرهای برای من در برابر دیدگان دشمنانم میگسترانی!
سَرَم را به روغن تدهین میکنی
و پیالهام را لبریز میسازی.
6 همانا نیکویی و محبت،23:6 یا "رحمت". تمام روزهای زندگیام در پی من خواهد بود،
و سالیان دراز در خانۀ خداوند ساکن خواهم بود.